
روزی دوباره به سراغم خواهی امد . ولی می دانم که شادابی ات را در پس جاده های جوانی گم کرده ای . ولی باز هم پذیرایت خواهم بود . اگر چه فانوس قلبم سوسو می زند و تکه های شکسته قلبم که تو سالها پیش با بی رحمی آن را شکسته ای با یک اشاره از هم خواهد پاشید . ولی باز هم پذیرایت خواهم بود . پس از آمدنت ، در زلال چشمانت خیره خواهم شد و به تو خواهم گفت : که سالهای زیادی را به انتظارت نشسته ام .


همه دنیا ، آسمون ، خورشید و دریا
نمی ارزن به نگاهت دختر شهر پریا
عطر گل های بهاری ، صدای نم نم بارون
می پیچه وقتی تو باشی وسط دشت و بیابون
تو یعنی شوق و طراوت ، یعنی عشق سه حرفی
دلیل احساس رویش در رگ درخت برفی
ای گل خوب بهارم ، تا ابد بمون کنارم
زندگی برام عزیزه وقتی که من تو رو دارم ...


باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم
آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم
خوابم شکست و مردم چشمم به خون نشست
تا فتنه ی خیال تو برخاست در دلم
خاموشی لبم نه ز بی دردی و رضاست
از چشم من ببین که چه غوغاست در دلم
من نای خوش نوایم و خاموشم ای دریغ
لب بر لبم بنه که نواهاست در دلم
دستی به سینه ی من شوریده سر گذار
بنگر چه آتشی ز تو برپاست در دلم
زین موج اشک تفته و طوفان آه سرد
ای دیده هوش دار که دریاست در دلم
باری امید خویش به دلداری ام فرست
دانی که آرزوی تو تنهاست در دلم
گم شد ز چشم کیوان نشان تو و هنوز
صد گونه داغ عشق تو پیداست در دلم

