تبليغاتX
دوستت دارم


سادگي مرا ببخش که خويش را تو خوانده ام *** براي برگشتن تو به انتظار مانده ام

سادگي مرا ببخش که دلخوش از تو بوده ام *** تو را به انگشتر شعر مثل نگين نشانده ام

به من نخند و گريه کن چرا که جزء نياز تو *** هر چه نياز بود و هست از در خانه رانده ام

اگر به کوتاهي خواب ،خواب مرا سايه شدي *** به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام

گلوي فرياد مرا سکوت دعوت تو بود ولي *** من اين سکوت را به قصه ها رسانده ام

دوباره از صداقتم دامي براي من نساز *** از ابتدا دست تو را در اين قمار خوانده ام

گناه از تو بود ومن نياز مند بخششت *** چرا که من در ابتدا تو را ز خود نرانده ام

گناهکار هر که بود کيفر آن مال من است *** به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده


|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 11:49 توسط کیوان |